تبليغاتX
ماتیلدا
- مامان؟

- مامان!

+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 16:20  توسط ماتیلدا  | 

دیروز از صبح بابابزرگمو دوره کرده بودیم و دست گرفته بودیم که "ما می دانیم شما امین محلی و هرکدام از همسایه ها که بخواهد به سفر و دور و درازی برود و از شبیخون راهزنان بیمناک باشد، کیسه های اشرفی اش را نزد شما به امانت می گذارد!"

القصه تا خود شب، یک بند در گوش بنده خدا می خوندیم که "آقاجون کیسه های اشرفی رو کجا قایم کردی؟"

فیلمی بود خلاصه...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 14:56  توسط ماتیلدا  | 

آدم می تونه خیلی راحت رو حالت هاش اسم بذاره و اوناییو که فضولی می کنن بندازه دنبال نخود سیاه.

مثلن وقتی ازت می پرسن: تو که انقذه واسه تابستونت برنامه داشتی پس چرا شروع نمی کنی؟ می تونی یخده قیافه بگیری بگی فعلن دارم ER می کنم یا مثلن VD گرفتم! (آآآآآییی کسی دور و بر من نیاد VD گرفتم مسریه!)

حتاتر می تونی ته ِ هرکدوم یک عدد S هم بیفزایی و تخصصی ترش کنی! ( کی به کیه)

*

ER = Exam Refreshment

(استراحت بعد از امتحانات)

VD(S) = Vacation Depression (Syndrom

(افسردگی تعطیلات)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 8:35  توسط ماتیلدا  | 

من اگه موقع خواب:

- ۵ درصد نگران این باشم که وقتی خوابم، ناغافل اجانب حمله اتمی کنن و خونه رو سرم خراب شه

یا

- ۱۰ درصد نگران این باشم که تو خواب ییهویی زلزله بیاد و برم زیر آوار

یا اینکه

- ۲۰ درصد نگران این باشم که بیخود و بی جهت قلبم خوابش ببره و دیگه هیش وقت از خواب پا نشم

حتمن ِ حتمن ِ حتمن:

- ۶۵ درصد نگران اینم که یه سوسک سیاه و گنده بی سر و صدا از راه برسه و تو تاریکی از رو بدن و صورتم رد شه!

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 22:47  توسط ماتیلدا  | 

بعضی ها چه اصراری دارن فکر نکنن. مغزها آکبند؛ ميخوان چيکار کنن با مغزشون مگه؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 9:35  توسط ماتیلدا  | 

خجالت نداره آدم اسم خيابونای تهرون رو به انگليسی مجبور بشه بخونه تا بفهمه چجوری تلفظ ميشن؟ همه که مثل من فوق دکترای زبان و ادبيات فارسی ندارن که. مثلا اين خيابون دژم جو رو چی ميگين شما؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 9:29  توسط ماتیلدا  | 

اگه يه نفر بهتون بگه فلانی آدم خوبی نيست خودش چجور آدميه؟ حتما زياد مسلمون خوبی نيست که غيبت ميکنه نه؟ حالا اگه تو تحقيقات محلی برای پسر همسايه که خواستگار دختر خالتونه اين رو بگه چی؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 9:28  توسط ماتیلدا  | 

درصد  ِ آدمایی که از سوء ِ تغذيه ، مصرف آب آلوده و بيماریای خيلی پيش پا افتاده در روز از بين مي رن خيلی خيلی بيشتر از قربانيای ايدز و هپاتيت تو دنياس . ولی بیشتر ِ آدمای معروف فقط به بيمارایی که بيماریای مد ِ روز رو گرفتن کمک مي کنن!
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 9:24  توسط ماتیلدا  | 

ماهيه از اين طرف ِ آکواريوم با سرعت مي ره اون طرف ِ آکواريوم . تموم ِ عمرش اين تو بوده ، باقيشم همين جا مي مونه . ولی همچي از اين طرف می ره اون طرف که انگار عجله داره به يه کاری برسه !

 

.

.

.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 9:23  توسط ماتیلدا  | 

- تشریف داشتین "به خدا"

- امشبو خدمتتون باشیم "به خدا"

- حالا بمونین "به خدا"

من از این جا به جایی "به خدا" به جای "ترو خدا" همونقدر بدم میاد که وقتی به جای "قیمتش چنده؟" می گن "چند قیمته؟"

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 9:3  توسط ماتیلدا  |